داشتم یه پروژه واسه درسم آماده میکردم که بابام اومد
تو اتاقم;
میگه : این چیه ؟
میگم : یه قطعه الکتریکی.
میگه : کارش چیه ؟
میگم : توضیحش سخته.
یهو زارت گذاشت زیر گوشم و گفت : فکر کردی اون
موقع که 3 سالت بود و میپرسیدی بابا من چطور درست
شدم توضیحش آسون بود ؟
برچسب:
نویسنده: معصومه مخمد...خانی